مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

جبران خلیل جبران

روزی در کنار معبدی ایستاده بودم و از کسی  که از آنجا می گذشت ماهیت  وراز" عشق" را جویا شدم.
"عشق"پرنده زیبایی است که تمنای اسارت دارد،ولی از آسیب گریزان است.
"عشق"شرابی است که عروسان صبحگاهی در سبوی ما میریزند…
"عشق" تنها گلی است که بی کمک فضول رشد کرده و شکوفه می دهد.
"عشق"تنها در بستر روح است نه جسم.
"عشق"دانش الهی  است که بینش  انسان ها را وسعت می بخشد.
شاید تاریکی،گیاهان و درختان را از دیده نهان دارد،اما هرگز نمی تواند "عشق" را از روح پنهان کند.
"عشق" حال ما را به گذشته وآینده پیوند می دهد.
کسانی که"عشق"آ«ها را رهرو خویش نمی داند،فراخوان عشق را هم نخواهند شنید.
"عشق" پدر ومادر من هستند،و هیچکس نمی داند که عشق ،آن دو را نجات داده است.
"عشق"آسایش تن در سکوت خاک و آرامش روح در عمق جاودانگی است.
 (  جبران خلیل جبران)

اگر من

اگر من معلم ریاضی بودم عشقمان را ضرب و جداییمان را تفریق می کردم .و از موانع جذر میگرفتم. اگر من معلم شیمی بودم ذره ذره ملکول های روحمان را ترکیب می کردم و یک روح در 2 کالبد می ساختم. اگر من معلم ادبیات بودم انقدر عشقمان را صرف و نحو می کردم تا به زیبا ترین کلماتش یعنی عاشق و معشوق برسم. اگر من معلم اجتماعی بودم عشق را اصلی ترین شرط عاطفه ها در میان اجتماع تدریس می کردم تا همه مثل من و تو شیرینی این شیرین ترین شیرینی زندگی را بچشند. اگر من معلم جغرافیا بودم تو را در بلندای کوه ها و در اعماق دره ها و زرفای دریا ها می یافتم و می بوسیدم. اگر من معلم فیزیک بودم احساسات را در سنین انیشتن می گذاردم و سپس به وسیله ی ان عشق را با معنای واقعی به اثبات می رساندم

 

عید فطر بر فاتحان عرصه جهاد با نفس مبارک باد.

عید فطر مبارک باد

فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.

 

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست.مهر قبولی انفاقهای به   قصدقربت است

همراه شما مدرسه ای میسازم

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای میسازم

که در آن همواره اول صبح

به زبانی ساده

مهر تدریس کنند

و بگویند خدا

خالق زیبایی

و سراینده ی عشق

آفریننده ی ماست

مهربانیست که ما را به نکویی

دانایی

زیبایی

وبه خود میخواند

جنتی دارد نزدیک٬زیبا و بزرگ

دوزخی دارد ـ به گمانم ـ

کوچک و بعید

در پی سودا نیست

که ببخشد ما را

وبفهماندمان

ترس ما بیرون دایره ی رحمت اوست

در مجالی که برایم باقی است

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که خرد را با عشق

علم را با احساس

و ریاضی را با شعر

دین را با عرفان٬

همه را با تشویق تدریس کنند

روی انگشت کسی

قلمی نگذارند

ونخوانند کسی را حیوان

ونگویند کسی را کودن

و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند

و بجز ایمانش

هیچ کس چیزی را حفظ نباید بکند

مغزها پر نشود چون انبار

قلب خالی نشود از احساس

درس هایی بدهند

که بجای مغز دل ها را تسخیر کنند

از کتاب تاریخ

جنگ را بردارند

در کلاس انشا

هرکسی حرف دلش را بزند

غیر ممکن ها را از خاطره ها محو کنند

تا کسی بعد از این

باز همواره نگوید :هرگز

و به آسانی هم رنگ جماعت نشود

زنگ نقاشی تکرار شود

رنگ را در پاییز تعلیم دهند

قطره را در باران

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن از قله ی کوه

وعبادت را در خدمت خلق

کار را در کندو

و طبیعت را در جنگل سبز

مشق شب این باشد

که شبی چندین بار همه تکرار کنیم

عدل

آزادی

قانون

شادی

امتحانی بشود که بسنجند ما را

تا بفهمند که چقدر

عاشق و آگه و آدم شده ایم

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه ای می سازم

که در آن آخر وقت به زبانی ساده

شعر تدریس کنند

و بگویند تا فردا صبح

خالق عشق نگه دار شما

معمای انشتین!

می گویند این سوا ل را انشتین در قرن 19 مطرح کرده و معتقد بوده که 98 درصد مردم دنیا قادر به حلش نیستند. هرچند که کمی وقت گیر به نظر میرسه ولی به لذت قرار گرفتن در جمع اون 2 درصد می ارزه!

می گویند این سوا ل را انشتین در قرن 19 مطرح کرده و معتقد بوده که 98 درصد مردم دنیا قادر به حلش نیستند. هرچند که کمی وقت گیر به نظر میرسه ولی به لذت قرار گرفتن در جمع اون 2 درصد می ارزه!
1- در یک خیابون 5 خانه وجود دارد که با پنج رنگ متفاوت رنگ شدند.
2- در هر خانه یک نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکند.
3- هر کدوم از 5 صاحبخونه یک نوشیدنی متفاوت -از یه کمپانی,خودرویی متفاوت- ویک حیوان متفاوت در خانه دارد.
با این شروط که:
1. دانمارکیه چایی دوست داره .
2.صاحب خانه ی سبز رنگ قهوه دوست داره.
3. سوئدیه سگ داره.
4. انگلیسیه خونه اش قرمز رنگه.
5.کسی که سیتروئن داره پرنده نگه میداره.
6.خانه سبز رنگ سمت چپ خانه سفید قرار داره.
7.صاحب خانه زرد رنگ فیات داره.
8.اونی که تو خانه ی وسطیه شیرپاکتی (نه جنگلی) میخوره.
9. نروژیه تو اولین خانه است.
10.مردی که آئودی سوار می شه همسایه ی کسیه که گربه نگهداری می کنه.
11.شخصی که اسب داره همسایه ی اونیه که فیات داره.
12.مردی که ب.ام.و داره نوشابه هم می خوره.
13.آلمانیه, خب معلومه مرسدس داره!
14.شخصی که آئودی داره همسایه ی دیوار به دیوار کسیه که فقط آب می نوشه.
15.نروژیه همسایه ی کسیه که خانه اش را آبی رنگ کرده.
حالا شما باید بگین" ماهی" نزد کدوم از این همسایه هاست؟

جواب بعدا

ترانه ها

حکایت

جوان ثروتمندی نزد یک انسانی وارسته رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
 مرد  او را به کنار پنجره برد و پرسید:

- "پشت پنجره چه می بینی؟"

- "آدمهایی که میآیند و میروند و گدای کوری که در خیابان صدقه میگیرد."

بعد آینه ی بزرگی به او نشان داد و باز پرسید:

- "در این آینه نگاه کن و بعد بگو چه میبینی."

- "خودم را میبینم."
- " دیگر دیگران را نمیبینی! آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند، شیشه. اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمیبینی. این دو شیئ شیشه ای را با هم مقایسه کن. وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت میکند. اما وقتی از نقره (یعنی ثروت) پوشیده میشود، تنها خودش را می بیند. تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش نقرهای را از جلو چشمهایت برداری تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری."

 

7 نکته جالب درباره زبان انگلیسی

حروف انگلیسی A,B,C,D در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد ۱ تا ۱۰۰ دیده نمی شود؟

حرف D برای اولین بار در عدد ۱۰۰ بکار می رود (Hundred)

حروف A,B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد ۱ تا ۹۹۹ دیده نمی شود.

حرف A برای اولین بار در املای عدد ۱۰۰۰ دیده می شود (Thousand)

حروف B,C در املای انگلیسی هیچ یک از اعداد ۱ تا ۹۹۹۹۹۹۹۹۹ دیده نمی شود.

حرف B برای اولین بار در املای عدد بیلیون بکار می رود. (billion)

و حرف C هیچ وقت در املای اعداد انگلیسی بکار نمی رود.

منبع :    http://pakdasht-pnu.blogfa.com/post-78.aspx

امضا وروان شناسی

چنین می گویند که :
کسانی که بطرف عقربه های ساعت امضا میکنند ادمهای منطقی هستند
کسانی که بر خلاف عقربه های ساعت امضا میکنند ادم های دیر منطقی هستند یا را حتر بگم منطقی نیستند
کسانی که از خطوط عمودی استفاده میکنند لجاجت و پا فشاری در امور دارند
انسانهای که از خطوط افقی استفاده میکنند ادم های منظمی هستند
کسا نیکه با فشار امضا میکنند در کودکی سختی بسیار کشیده اند
کسانی که پیچیده امضا میکنند شکاک هستند
 کسانی که اسم و فامیل خودشان را در امضا مینویسند خودشان را در فامیل از همه بالاتر میدانند
کسانیکه در امضا خود فامیل مینویسند دارای منزلت هستند
کسانیکه اسم خود را مینویسند و روی اسم خود خط میزنند هنوز شخصیت خود را نشنا خته اند
کسانیکه به حالت دایره و بیضی امضا میکنند  کسانی هستند که میخواهند به قله برسند

سامی یوسف-معلم

We once had a Teacher
زمانی ما آموزگاری داشتیم
The Teacher of teachers,
استاد تمامی معلمان
He changed the world for the better
او دنیا را به سوی بهتر بودن تغییر دارد
And made us better creatures,
و باعث شد که ما مخلوقات بهتری بشویم
Oh Allah we’ve shamed ourselves
اوه خدایا ما از خودمان خجالت می کشیدیم
We’ve strayed from Al-Mu’allim,
ما از آن معلم غافل شده ایم
Surely we’ve wronged ourselves
بدون شک این خود ما بودیم که گناه انجام می دادیم
What will we say in front him?
ما چه چیزی در مقابل او خواهیم گفت

Oh Mu’allim…
اوه ای معلم


He was Muhammad salla Allah alayhi wa sallam,
او محمد بود که درود خداوند بر او و خاندانش باد

Muhammad, mercy upon Mankind,
محمد بخششی که شامل تمامی انسانها می شود

Teacher of all Mankind.
استاد تمامی آدمیان

أبا القاسم
ای پدر قاسم
یا حبیبی یا محمد
ای عشق من ای محمد
یا شفیعی یا محمد
ای شفاعت کننده من ای محمد
خیر خلق الله ، محمد
ای خوبی تمامی مخلوقات خداوند ای محمد
یا مصطفى یا إمام المرسلین
ای مصطفی ای راهنمای تمامی پیامبران
یا مصطفى یا شفیع العالمین
ای مصطفى ای شفاعت کننده تمامی جهان

He prayed while others slept
در حالیکه همه به خواب فرو می رفتند او به مناجات می پرداخت

While other ate he'd fast,
زمانیکه دیگران مشغول خوردن بودند او روزه می گرفت

While they would laugh he wept
هنگامیکه آنها در حال خندیدن بودند او می گریست

Until he breathed his last,
او تا واپسین لحظه زندگیش , تا آخرین نفس

His only wish was for us to be
تنها آرزویش برای ما بود

Among the ones who prosper,
از بین ما آن کسی رستگار می شود

Ya Mu'allim peace be upon you,
که ای محمد در کنار تو به آرامش برسد

Truly you are our Teacher,
به درستی که تو معلم ما هستی

Oh Mu'allim...
اوه ای معلم

یا حبیبی.. یا محمد
ای عشق من ای محمد
یا شفیعی.. یا محمد
ای شفاعت کننده من ای محمد
یا رسولی.. یا محمد
ای پیامبر من ای محمد
یا بشیری.. یا محمد
ای بشارت دهنده من ای محمد
یا نذیری.. یا محمد
ای کسیکه گناهانم را به من گوشزد می کنی ای محمد
عشق قلبی.. یا محمد
ای عشق قلب من ای محمد
نور عینی.. یا محمد
ای روشنایی چشمانم ای محمد

He taught us to be just and kind
او به ما آموخت که مهربان و عادل باشیم

And to feed the poor and hungry,
در بخشیدن غذا به مردم فقیر و گرسنه

Help the wayfarer and the orphan child
به تمامی رهگذران بی پناه و بچه های یتیم کمک کنیم

And to not be cruel and miserly,
و ظالم و تنگ نظر و خسیس نباشیم

His speech was soft and gentle,
حرفهای او لطیف و آرامش بخش بود

Like a mother stroking her child,
مانند مادری که بچه هایش را نوازش می کند

His mercy and compassion,
رحمت و شفقت و دلسوزی او

Were most radiant when he smiled
زمانیکه لبخند می زد به بیشترین فروغ و درخشش خود می رسید
از http://bilingual.ir