مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

روشهای تدریس خلاق

روشهای تدریس خلاق اینجارا کلیک کنید

چگونه از طریق مصرف موادغذایی با استرس مبارزه کنیم؟

1- روز خود را با مصرف یک لیوان آب پرتقال تازه یا آب میوه های طبیعی حاوی ویتامینC شروع کنید و در بقیه روز آب زیاد بنوشید، برای این که وقتی بدن تحت استرس است بدن شما ویتامینC بیشتری احتیاج دارد. یک لیوان آب میوه تازه، نیاز اضافی شما را تأمین می کند.

نوشیدن حداقل 8 لیوان آب، بدن شما را از بی آبی حفظ می کند و مانع تحمل استرس اضافی برای بدن شماست.

2- برای صبحانه؛ یک عدد موز، مقداری موادغذایی حاوی فیبر زیاد و ماست کم چرب استفاده کنید، چرا که موز منبع غنی ویتامینB6 است که برای سوخت و ساز لازم است، به خصوص زمانی که سوخت و ساز بدن مانند مواقع استرس سریع است . توجه کنید که مصرف مکمل های اضافی ویتامینB لازم نیست، چون ممکن است استرس اضافی به بدن تحمیل کنید.

دستگاه گوارش شما، استرس وارد شده را احساس می کند، بنابراین دریافت موادغنی از فیبر در طول روز کمک می کند تا طوفان ایجاد شده در این دستگاه فروکش کند.

مصرف ماست کم چرب 2 خاصیت مهم برای بدن دارد:

الف) حاوی پروتئین است که بدن در شرایط استرس به آن احتیاج دارد. ب) وجود چربی کم موجود در آن به عنوان حامی خوبی برای سیستم ایمنی بدن می باشد.

3- فقط یک فنجان قهوه در طول روز مصرف کنید و از مصرف موادغذایی حاوی کافئین در بقیه روز خودداری کنید ، زیرا:

کافئین کلیه دستگاه های بدن را تحت تأثیر قرار می دهد. فعالیت بدن را افزایش و سرعت جذب املاح را کاهش می دهد. کافئین اضطراب شما را زیاد می کند و این آخرین چیزی است که شما به آن احتیاج دارید.

4- از مصرف شیرینی به عنوان میان وعده پرهیز کنید. به جای آن از غلات کامل، نان کم چرب تهیه شده با شیر و انواع کیک های ساده خانگی استفاده کنید.

ترشح هورمون هایی که در زمان استرس زیاد است، سبب ترشح ترکیبی به نامNPY* از مغز می شود.NPY تمایل به مصرف شیرینی و مواد قندی را زیاد می کند.

اگر شما به تمایل خود در مصرف شیرینی پاسخ مثبت دهید، در بقیه روز درگیر این تمایل خواهید بود. در نتیجه مواد غذایی ای را مصرف خواهید کرد که خاصیت تغذیه ای ندارند.

بسیار بهتر است برای مقابله با تمایل به مصرف شکر، از نان های تهیه شده با آرد کامل و شکر کم، استفاده کنید.غلات کامل، سلول های مغزی را برای ترشح سروتونین تحریک می کنند. هورمون سروتونین آرام بخش است.

5- نمایه گلیسمیک ( توانایی بالا بردن قند خون به وسیله یک ماده غذایی خاص) یا (GI) مواد غذایی را بشناسید. این شاخص به ما نشان می دهد مواد قندی( کربوهیدرات ها) با چه سرعتی تبدیل به قند می شوند و سطح قند خون را بالا می برند. هر اندازه این شاخص پایین تر باشد، مواد حاوی کربوهیدرات دیرتر تبدیل به قند می شوند. بنابراین سطح قند خون را بیشتر می توانیم کنترل کنیم و بیشتر احساس آرامش می کنیم. هم چنین از احتمال ورود و ذخیره چربی های ناخواسته جلوگیری می کنیم. انوع شیرینی، نان سفید و سیب زمینی، نمایه گلیسمیک بالا دارند و موادغذایی ای مانند ماکارونی، برنج، لوبیا نمایه گلیسمیک پایین تری دارند.

عادات سالم برای جلوگیری از استرس

1- از افت قند خون جلوگیری کنید و وعده های منظم، کوچک و سالم بخورید.

2- از میان وعده های کم انرژی مانند هویج، کرفس، ذرت بو داده ی بدون روغن، و کیک های برنجی با شکر کم استفاده کنید.

3- از انوع میوه های تازه و آب میوه ها به عنوان طعم دهنده های شیرین استفاده کنید.

4- جوشانده های گیاهی برای تسکین اعصاب مناسب هستند؛ می توانید آنها را با یک قاشق غذاخوری عسل میل کنید.

5- مصرف غذهای حاوی تریپتوفان مانند مغزهای گیاهی(پسته، بادام، فندق و...) ، موز و غلات کامل، دستگاه عصبی را تسکین می دهند.

6- مصرف مقدار کمی پروتئین در طول روز مانند پنیر، تخم مرغ، مرغ و گوشت در شرایط استرس خستگی شما را رفع می کند. اگر جزء افرادی هستید که خیلی زیاد دچار استرس می شوید ، همیشه مقداری از مواد حاوی پروتئین آماده را همراه داشته باشید.

7- غلات کامل و موادغذایی حاوی فیبر، چرخه ایجاد گرسنگی را به تعویق می اندازند. انواع میوه، سبزی، ماست کم چرب و پنیر نیز همین کار را انجام می دهند.

8- از انواع غذاهای بدون چربی یا کم چربی استفاده کنید.

9- وعده های غذایی را حذف نکنید.

10- برای مقابله با استرس راه دیگری به غیر از غذا خوردن پیدا کنید.

11- برای رفع خستگی پس از کار روزانه ورزش کنید. ورزش هایی را انتخاب کنید که مورد علاقه شما هستند و به شما آرامش می بخشند. ورزش کمک می کند تا کالری اضافه سوخته شود، سلامت قلب و ریه ها افزایش یابد و ذهن شما از چیزهایی که باعث ایجاد استرس هستند، دور نگه داشته شود.

12- روزانه به مدت 30-20 دقیقه و 3 بار در هفته به صورت منظم ورزش کنید.

13- در شرایط استرس از داروهای آرام بخش استفاده نکنید.

14- یاد بگیرید که اهداف خود را زمان بندی کنید.

15- اهداف واقعی انتخاب کنید نه غیر واقعی.

16- مهارت های مدیریت زمان را یاد بگیرید.

17- زمانی را برای تهیه فهرست غذاهایی که نیاز دارید، اختصاص دهید و از انتخاب موادغذایی با ارزش تغذیه ای کم پرهیز کند

 

قیصر امین پور

قطار می رود      تو می روی      تمام ایستگاه می رود        و من چقدر ساده ام
که سالهای سال       در انتظار تو        کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان         به نرده های ایستگاه رفته     تکیه داده ام
 

معلم یک کودکستان

معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی ها 2 ، بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود .

معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند . پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند .

معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند .

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد :

این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت ، قلب شما را فاسد می کند و شما آن را به همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید :
پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟

کاریکلماتور

گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده محبوس است.
گل آفتاب‌گردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.
مرگ, دستمزد یک عمر زندگی کردن است.
فواره و قوه جاذبه از سر به سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
  آدم تنها.. شنونده ای ندارد.
جاده متروک ، آرامگاه گام هاست.
قلب عمری خون می گرید.
پرنده بلند پرواز قوه جاذبه زمین را پشت سر می گذارد.
وقتی سرم سوت کشید ، سگ دمش را تکان داد.
صدای پای عابر شبگرد هنگام طلوع خورشید غروب می کند.
وقتی از کوه بالا می روم ، کوه از من پائین می آید.

مداد

مردی که مداد درست میکرد مدادی را برداشت تا در جعبه بگذارد،اما قبل از ان به مداد گفت ۵ چیز هست که میخواهم بدانی.قبل از انکه تو را به جهان بیرون بفرستم میخواهم این ۵ چیز را بفهمی و هرگز فراموش نکنی،در این صورت میتوانی بهترین مداد دنیا شوی.

۱ـ کارهای خیلی زیادی از دست تو بر می اید،اما فقط باید در دست یک نفر قرار بگیری تا بتوانی ان کارها را انجام دهی.

۲ـ گاهی تجربه دردناک تراشیده شدن را خواهی داشت،اما برای انکه مداد بهتری شوی باید این درد را تحمل کنی.

۳ـ بسیاری از اشتباهات را میتوانی درست کنی.

۴ـ مهمترین قسمت وجود تو در داخل توست.

۵ـ روی هر سطحی که قرار بگیری باید اثری بر ان از خود جا بگذاری.

مداد فهمید و قول داد فراموش نکند و با هدفی به درون جعبه رفت تا پا به جهان هستی بگذارد.  

 

پروردگارا

پروردگارا مرا ابزار آرامش خویش قرار ده.بگذاردر هر کجا که نفرت است عشق درو کنم .هر جا آسیب است عفو ،

           هر جا شک است ایمان ،

                      هر جا نوامیدی است امید.

                                 هر جا تاریکی است نور

                                       و هر جا غم است سرور.

پروردگار عالم به من لطف کن تا بیشتر در پی تسکین بخشیدن باشم تا آرام شدن

همانطور که می فهمم فهمیده شوم. همانطور که دوست دارم دوست داشته شوم

زیرا دراثر دادن است که دریافت می کنم، دراثربخشیدن است که بخشیده می شوم در مرگ خود است که در زندگی جاویدان متولد می شوم

 

آیا محبوب هستی؟

1-ساعت اول درس به دلیلی منتفی میشود. با وقت بیکاری خود چه کار میکنید؟
الف-این 45 دقیقه را با دوستانم میگذرانم.
ب- دلم میخواهد از وقت برای گردش وپیاده روی استفاده کنم.
ج-جایی در گوشه ای مینشینم و درسی که ضعیف هستم را مطالعه میکنم.
 
2 -از کی تا به حال این لباس را میپوشی؟
الف- دو تا سه ماه است.
ب-فقط امروز! من هر روز مانتوی جدیدی میپوشم.
ج- مدتهای زیادی است.
 
3-چند تا از دوستانت تصمیم میگیرند که برای اولین بار به یک رستوران بروند.اگر از تو بخواهند که با آنها بروی چه میگویی؟
 
الف- خیلی عالیه. همیشه دلم میخواست جدیدترینها را امتحان کنم.
ب- نه. متشکرم. ممکن است از طعم غذاهای آنها خوشم نیاید.
ج- آیا نمیشود از همان غذای خانگی هر روز مان بخوریم؟
 
4 -تعطیلات آخر هفته نه تنهاخسته کننده بوده- بلکه کلی دعواهای خانوادگی هم شد. روز شنبه صبح وقتی به کلاس میروی چه صحبتی میکنی؟
 
الف-پدرت وسط دعوا یک ضرب المثل را وارونه گفت و شما از خنده روده بر شدید.
ب-تعطیلات آخر هفته این دفعه نه خیلی خوب و نه خیلی بد بود.
ج- خانواده عزیزت در حال حاضر با تو کاملا چپ افتاده اند
 
5 - دوستان شما به منظور کمک رسانی به خانواده های نیازمند قرار است خدماتی را انجام دهند –برای فروش کالاها و برنامه ریزی –کمک های ضروری نیاز است. آیا در آن شرکت میکنی؟
 
الف- البته که شرکت میکنم! برای چنین کار خیری انسان باید بی چون وچرا شرکت کند.
ب- خیلی دلم میخواست شرکت کنم اما به خاطر کلاس موسیقی و زبان اصلا وقت ندارم.
ج- چنین کارهایی معمولا خیلی وقت میبرد. حوصله این کارها را ندارم.
 
6 -تو با دوست جدیدی آشنا شده ای و او تو را دعوت میکند که جایی بروید. اگر او از تو بخواهد که کجا با هم برویم یا چه کاری انجام دهیم جواب میدهی:
 
الف- بیا به..... برویم.
ب- خیلی دلم میخواهد به .... بروم.
ج- اصلابرایم فرقی نمیکند.
 
7- در جمع دوستانتان فرد جدیدی وارد میشود که تو از او خوشت می آید. چه کار میکنی تا با او صحبت کنی
الف- با یک حرف خنده دار شروع میکنم و اول از همه متوجه میشوم که اهل شوخی هست یا نه و بعد با او صحبت میکنم.
ب- سعی میکنم از او در مورد کاری که در آن مهارت دارد سوال کنم.
ج- خیلی ساده با او صحبت میکنم مثلا میگویم اسمم چیست و به چه کاری بیشتر علاقمند هستم
.
 
8 -آیا در خودت این شجاعت را میبینی که به یک کشور خارجی بروی و در آنجا درس بخوانی؟
الف- این که دیگر سوال ندارد. کی میتوانم بروم.
ب- اول باید با آرامش کامل تمام جوانب را در نظر بگیرم.
ج- آنقدر در کشور خودم گرفتاری دارم که دیگر این موضوع خود به خود منتفی است.
 
9 - در مورد موضوعی بین دوستان بحث شدیدی میشود. بهترین دوست تو عقیده اش با تو فرق میکند. چه واکنشی نشان میدهی
الف- من نظر خودم را میگویم. حتی اگر دیگر دوستانم این عقیده را نداشته باشند.
ب- سعی میکنم بین نظر او وخودم راه آشتی پیدا کنم.
ج- هیچ چیز نمیگویم. دلم نمی خواهد نزد دیگران بین ما بگومگو شود.
 
10 - در نظر داری برای رفتن به یک مهمانی چیزی بخری که با یک شلوار قشنگ آن را بپوشی و حتی شلوار تو را قشنگ تر نشان دهد. چه چیزی را انتخاب میکنی؟
 
الف- یک بلوز شیک میخرم که کاملا جلب توجه کند.
ب- یک بلوز که کمی گرانتر باشد و مطمئن باشم در تمام مدت سال مد میماند را میخرم.
ج- یک بلوز که تقریبا معمولی و قابل استفاده انتخاب میکنم که در بقیه موارد هم بتوانم بپوشم
.
 
 
برای سوالهایی که پاسخ الف به آنها دادید 1امتیاز- ب 2امتیاز- ج 3امتیاز در نظر بگیرید و امتیازات را با هم جمع بزنید
 
10-16
به احتمال زیاد مسئولیت گروهتان و برنامه ریزی هایی برای تفریحات و جشن های کوچک به عهده شما میباشد. برایتان مشکل است که از عقل خود پیروی نکنید. شما با نشاط و فعال و صادق هستید- به طوریکه با این خصوصیات در دیگران نفوذ میکنید. شما نمی گذارید کسی نا امید شود و نا امیدی برای شما کلمه ای بیگانه است مشخص است که مورد توجه هستید ومشکلی در جلب محبت دیگران نسبت به خودتان ندارید. فقط مواظب باشید که احساس خجالت باعث نشود که توانایی قدرت عمل خود را از دست بدهید. بنابراین همه چیز رو به راه است
 
17-23
وقت آن میرسد که نگذارید دیگران برایتان تصمیم بگیرند و کار انجام دهند. این طور که شما از همه دوری میکنید- تعجبی ندارد که بیشتر اوقات دیگران شما را نادیده بگیرند. حتی اگر هیجان و کنجکاوی باعث شود که شادی و نشاط بیشتری در شما ایجاد کند این کار را بکنید. شما گوشه گیر نیستید. اینگونه احساسات و سستی را از خود دور کنید و کمی بیشتر از درون خود بیرون بیایید.
 
24-30
راستش را بگویید آیا لذت میبرید از اینکه نقش آدمی گوشه گیر را بازی کنید؟ یا با اینکار میخواهید نقابی بر چهره خود بزنید و خودتان را پشت آن پنهان سازید؟ آنها به شما توجه نمیکنند و شما هم نشان میدهید که بی توجهی آنها اصلا برایتان اهمیت ندارد. در واقع دلتان میخواهد که با آنها همکاری کنید اما میترسید که درست از پس آن بر نیایید. این ترس قابل فهم است اما این روش کناره گیری روزبه روز شما را گوشه گیرتر و دور افتاده تر میکند. جرات به خرج بدهید و خودرایی را از پیش بردارید ومسئولیت های جمعی را به عهده بگیرید. حتی اگر در کاری موفق نباشید. این احساس که انسان خودش را در مسئولیتی شریک بداند وبتواند نظر خود را نسبت به مشکلاتی که پیش می آید ابراز کند- به او اعتماد به نفس میدهد و نشان دهنده استقلال شخصیت اوست.
از ترانه ها
 

قوانین موفقیت

  • قانون انگیزه: هرچه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی، خواسته های شما سرچشمه می گیرید. پس برای رسیدن به موفقیت باید انگیزه ها را مشخص کرد  تا  با  یک برنامه ریزی اصولی به هدف رسید.
 
  • قانون انتظار: با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چیزی را در جهان پیرامونتان داشته باشید آن چیز به وقع می پیوندد، شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و این انتظارات بر رفتار و چگونگی برخورد اطرافیان تاثیر می گذارد.
 
  • قانون تمرکز: هر چیزی که روی آن تمرکز کرده و به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. بنابراین باید فکر خود را روی چیزهایی متمرکز کنید که واقعا طالب آن هستید.
 
  • قانون انتخاب: زندگی ما نتیجه انتخاب های ما تا این لحظه است. چون همیشه در انتخاب افکار خویش آزاد هستیم. کنترل کامل زندگی و تمامی آن چه برایمان اتفاق می افتد در دست خودمان است.
 
  • قانون مسئولیت: هر چه و هر کجا هستید به خاطر اینکه خودتان اینطور خواسته اید. مسئولیت آن چه هستید، آن چه به دست آورده اید و آن چه که خواهید شد بر عهده خود شماست.
 
  • قانون باور: هر چیز را عمیقا باور داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که به عنوان باور انتخاب کرده اید. پس باید باورهای محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید و آن ها را از بین ببرید.
 
  • قانون تاثیر تلاش: همه امیدها، رویاها، آرمان های ما در گرو سخت کوشی است. هرچه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب می کنیم.
 
  • قانون تصمیم: مصمم بودن از ویژگی های اساسی افراد موفق است. در زندگی هر جهشی در جهت پیشرفت هنگامی حاصل می شود که در مورد آن تصمیم روشنی گرفته باشیم.
 
  • قانون استقامت: معیار ایمان به خود، توانایی استقامت در برابر سختیها، شکست ها و ناامیدی هاست. استقامت ویژگی اساس موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم، طبیعتا سرانجام موفق خواهیم شد.
 
  • قانون صداقت: خوشبختی زمانی به سراغ ما می آید که تصمیم بگیریم هماهنگ با والاترین ارزش ها و عمیق ترین اعتقادات خود زندگی کنیم. همواره باید با آن بهترین بهترین ها که در درون وجودمان وجود دارد صادق باشیم.

هفت بار خود را تحقیر کرد(جبران خلیل)

اولین بار زمانی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی خود را فروتن نشان می داد.

دومین بار آن هنگام بود که در مقابل فلج ها می لنگید.

سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت،آسان را برگزید.

چهارمین بار وقتی مرتکب گناهی شد، به خویش تسلی داد که دیگران هم گناه می کنند.

پنجمین بار آنگاه که به دلیل ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زد،و صبر را حمل بر قدرت و توانایی اش دانست. 

ششمین بار که چهره ای زشت را تحقیر کرد، درحالیکه ندانست آن چهره یکی از نقاب های خودش است.

و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است .