

سه میلیون بازمانده از تحصیل لازم التعلیم و 120 هزار و 488 نفر بازمانده از تحصیل بزرگسال در کشور وجود دارد.
نورالدین میرزایی، در جمع خبرنگاران ضمن اعلام این خبر گفت: تلاش میکنیم تا پایان برنامه چهارم توسعه یعنی سال 1388، یک میلیون نفر از بازماندگان لازم التعلیم را تحت پوشش آموزش و پرورش قرار دهیم.
وی با اشاره به این که بازماندگان از تحصیل بزرگسال، معمولا به دلایل شغلی و تاهل امکان حضور در مدارس روزانه را ندارند، این دو موضوع را علت اصلی بازماندگی از تحصیل بزرگسالان خواند و اظهار کرد: برای افزایش پوشش تحصیلی این افراد، شورای آموزش از راه دور استانها شهریه بزرگسالان در مراکز آموزش از راه دور را بر عهده گرفته و در نتیجه تحصیل در این مراکز برای دانشآموزان بزرگسال بازمانده از تحصیل رایگان است.
رئیس مؤسسه آموزش از راه دور با اعلام این که هم اکنون 201 هزار و 447 دانشآموز در حدود 15 هزار روستا و برخی از شهرهای محروم کشور تحت پوشش آموزش از راه دور قرار دارند، افزود: از این تعداد 80 هزار و 963 دانشآموز لازم التعلیم هستند و اگر امکان آموزش از راه دور برای این دانشآموزان فراهم نباشد، همه این دانشآموزان از تحصیل باز خواهند ماند.
وی با بیان این که هم اکنون 994 مرکز آموزش از راه دور در کشور فعال هستند که 220 مرکز آن دولتی و 774 مرکز آن غیردولتی و از این میان 454 مرکز دخترانه و 540 مرکز پسرانه هستند، اضافه کرد: در حال حاضر 70 هزار و 686 دانش آموز در مقطع راهنمایی، 101 هزار و 888 نفر در دوره متوسطه، 18 هزار و 442 نفر در دوره پیشدانشگاهی و 10 هزار و 429 دانشآموز در دوره کار و دانش در مراکز آموزش از راه دور تحصیل میکنند که از این تعداد 99 هزار و 132 نفر در مراکز شهری و 102 هزار و 315 نفر در مراکز روستایی در حال تحصیل هستند.
رئیس مؤسسه آموزش از راه دور درباره علت نبود تعادل بین تعداد مراکز آموزش از راه دور دخترانه و پسرانه، گفت: معمولا این امر به دلیل تمایل نداشتن خانوادهها به تحصیل دخترانشان رخ میدهد که در این راستا آموزش و پرورش طرحی را با مشارکت دفتر امور زنان وزارتخانه تدوین کرده است، تا از دختران در مناطق روستایی محروم برای تحصیل در مراکز آموزش از راه دور شهریه دریافت نشودتا از این طریق انگیزه برای ادامه تحصیل در این افراد افزایش یابد.
میرزایی با اعلام این که مراکز آموزش از راه دور در حال حاضر در زندانهای بیش از 20 استان کشور برای زندانیانی که در سن تحصیل هستند راهاندازی شده است، یادآور شد: دانشآموزانی که از سن اول راهنمایی از تحصیل بازماندهاند، میتوانند تا سن پیشدانشگاهی در زندان ادامه تحصیل دهند.
وی هدف عمده راهاندازی مراکز آموزش از راه دور را افزایش پوشش تحصیلی در نقاط محروم خواند و بیان کرد: آموزش از راه دور به سه شکل آموزشهای مکاتبهای و کتاب محور با ارسال بستههای آموزشی به مراکز، روشهای دیداری و شنیداری و همچنین آموزش الکترونیکی صورت میگیرد.
|
ارائه کتابهای آموزشی به صورت نرمافزار رئیس مؤسسه آموزش از راه دور با اعلام این که در سال تحصیلی 86، حدود 72 عنوان کتاب خودآموز در اختیار دانشآموزان محصل در مراکز آموزش از راه دور قرار میگیرد، درباره روش دیداری و شنیداری آموزش از راه دور اعلام کرد: از سال تحصیلی پیش رو همه کتابهای آموزشی به صورت VCD و فیلم آموزشی به طور رایگان در اختیار روستاها، مراکز آموزش از راه دور و خانههای آموزش قرار میگیرد که تعداد آن به 105 عنوان نرمافزار میرسد. راهاندازی 2مرکز آموزش مجازی در هر استان رئیس مؤسسه آموزش از راه دور با اعلام این که هم اکنون پنج مرکز آموزش الکترونیکی در 40 کشور مختلف دنیا فعالیت دارند، از ابلاغ دستورالعمل به سازمانهای آموزش و پرورش استانها برای راهاندازی دو مرکز آموزش الکترونیکی یا مجازی در هر استان کشور خبر داد. رئیس مؤسسه آموزش از راه دور در ادامه به برنامههای کوتاه، میان و بلند مدت مؤسسه آموزش از راه دور اشاره و اظهار کرد: افزایش کمیشاخصهای پوشش تحصیلی در کشور، تعمیم قلمرو آموزشها به تمامیمقاطع تحصیلی که در سال تحصیلی 86، تمرکز آن بر تعمیم رشته کار و دانش به تمامیمراکز آموزش از راه دور قرار دارد، تثبیت نظام آموزش از راه دور و تحقق آموزش مجازی برای نقاط محروم و دانشآموزان خارج از کشور برای تحقق عدالت آموزشی از برنامههای کوتاه مدت این سازمان است. |
|
یکی از افرادی که لزوم داشتن هدف را برای انسان به بهترین شکل تشریح نموده دکتر ویکتور فرانکل است . فرانکل ، کتاب مشهور خود « انسان در جستجوی معنی » را هنگامی که در جنگ جهانی دوم در یک اردوگاه کار اجباری اسیر بود ، به رشته تحریر کشید . وی مدت زیادی در اردوگاه کار اجباری گرفتار بود ، در حالی که تنها وجود برهنه اش برای او باقی مانده بود و سپس پدر ، مادر ، برادر و همسرش یا در اردوگاه جان سپردند و یا به کوره های آدم سوزی سپرده شدند . خواهرش تنها بازمانده این خانواده بود که از اردوگاه کار اجباری جان سالم به در برد. او چگونه زندگی را قابل زیستن می دانست ؟ در حالیکه همه اموالش را از دست داده بود ، از گرسنگی و سرما و بی رحمی رنج می برد و هر لحظه در انتظار مرگ بود . او براستی چگونه زنده ماند ؟ پیام او که با چنان شرایط هولناکی دست و پنجه نرم کرده است ، شنیدنی و به یاد ماندنی است .
فرانکل در اردوگاه مرگ به تحقیق شگفت انگیزی در مورد مرگ و زندگی انسانها دست زد و پس از مدتها بررسی به نتیجه عجیبی رسید کـه از هـر 28 اسیـر اردوگاههای مـرگ ، تنها یک نفر امکان زنده ماندن پیدا می کند . آنگاه این سوال برای او مطرح شد که آن فرد ، واجد چه شرایطی بود که توانست از آن زندان مخوف بگریزد و دیگران تاب مقاومت نیاورده و از پای در آمدند .
پژوهش های این پزشک و روانکار و اطریشی دستاورد مهمی به ارمغان داشت . او به این نتیجه رسید که :
افرادی که موفق می شدند از اردوگاههای آدم سوزی فرار کنند ، نه الزاما ً از لحاظ جسمانی قوی و تندرست بودند و نه خیلی با هوش تر از دیگران بودند ، بلکه آنها کسانی بودند که به هر عنوان ، دلیل محکمی برای زنده ماندن خویش پیدا می کردند و یا به عبارت دیگر ، هدف نیرومندی برای خود می گزیدند ، جالب آن است که خود فرانکل ، تنها یک هدف برای خود اختیار کرده بود و آن اینکه یک بار دیگر چهره همسرش را ببیند . کسانی که موفق به فرار از آن اردوگاه ها می شدند هر کدام هدفهای متفاوتی در سر می پروراندند ولی بدون استثناء هدفهای قوی و روشنی برای خود در نظر گرفته بودند .
دکتر فرانکل در سال 1942 یعنی در سن 37 سالگی به دست نازیها اسیر شد و قطاری او را به سمت شمال شرق برد ، به « آشویتس » اردوگاه مرگ ، جایی که کشتار سازمان یافته 6 میلیون نفر در آن تدارک دیده شده بود . این اردوگاه به میدان تجربیات وحشتناک و آزمایشگاه واقعی او تبدیل شده بود آزمایشگاهی که بسیار ارزنده ولی به شدت دردناک بود . آنچه به ابهامات ذهنی او وضوح و تبلور بخشید ، عبور از گذرگاهی بس مخوف بود که چه بسیار انسانها در نیمه راهش جان باختند.
نامبرده با مشاهده خود و دوستانش که همه چیزشان را از جمله : خانواده ، کار ، دارایی ، سلامتی ،پوشاک و شخصیتشان را از دست داده بودند ، بتدریج مفاهیم مربوط به هدف و مقصود انسانی را در خود رشد و توسعه داد . او چندین بار به فاصله نزدیکی از اتاقهای گاز آشویتس و داخو، جان سالم به در برد و رفتار اسرا و نازیها را مورد توجه عمیق قرار داد و جزئیات آن را به خاطر سپرد و زنده ماند برای اینکه آن خاطرات را ثبت کند .
فرانکل از مشاهدات واقعی زندگی انسانهای بینوایی الهام گرفت که همه روزه در مقابل مرگ قرار داشتند .این تجربیات ، وی را قادر ساخت که از دایره نظریه فروید خارج شود . فروید معتقد بود طرز رفتار انسانها در زمان عادی و سلامتی با هم فرق می کند ، ولی اگر آنها از غذا برای مدتی محروم شوند رفتار آنها بتدریج با هم تشابه پیدا کرده و به هم نزدیک می شوند . فرانکل با این نظر موافق نیست . او می گوید ما در اردوگاه شاهد عکس این موضوع بودیم . می دیدیم هنگام روبروشدن با موقعیتهای غیر قابل تحمل ، بعضی دچار فساد می گردند ، در صورتیکه عده دیگر کماکان بزرگی و منش خود را حفظ می کنند .
فرانکل می افزاید که افراد هنگامی که در معرض شکنجه های سخت و گرسنگی قرار می گرفتند ، اگر منظور و هدفی در زندگی داشتند به زندگی ادامه می دادند ولی آنهایی که هدفی نداشتند به زودی از بین می رفتند . نزدیک به یک بیستم افرادی که در اردوگاه آشویتس زندگی می کردند بدون استثناء آنهایی بودند که در زندگی ، خود را مسئوول کاری می دانستند یا علاقه شدیدی به دیدار دلدادگان خود داشتند .
در اردوگاههای مرگ ، زندانیها و هم بندهای فرانکل به وی می گفتند که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارند . وی جواب می داد ، بر عکس ، زندگی از آنها انتظاراتی دارد . زندگی از هر فردی می خواهد که در آن سهمی داشته باشد . حال ، این افراد هستند که سهم و وظیفه خود را تشخیص دهند .
دنیس ویتلی یکی از مشاوران برجسته مدیریت و رهبری که شهرت جهانی دارد ، این نکته را به شکل جالب و موزونی بیان می کند :
آنجا که زندگی هست ، امید هم هست .
آنجا که امید هست ، تصور و خیال هم هست .
آنجا که تصورات روشن تکرار شوند ، هدفها تشکیل می گردند.
هدفها عبارتند از : طرحهای زندگی که افراد موفق ، در آنها تأمل نموده ، جزئیات طرح را به هم پیوند می دهند و می دانند که اگر طرح ، جزء تعهد باطنی آنان قرار گیرد موفقیت آنها قطعی است .
فرانکل با معرفتی که زائیده تجربیات دست اول او بود از اردوگاه مرگ بازگشت . به نظر او زندانبانان و مسئولین سفاک اردوگاههای کار اجباری در جریان رفتار وحشیانه و خشونت بار خود با زندانیان ، این حقیقت را با بهای سنگین به ثبت رساندند که :
انسان موجودی آزاد است که همیشه حق انتخاب دارد . انسان واکنش خود را در برابر رنجها و سختیها ناخواسته و پیش آمده ، و شرایط محیطی ، خود انتخاب می کند و هیچکس را جز « خود » او یارای آن نیست که این حق را از او باز ستاند .
زندگی پر مشقت زندان ، فرانکل را بر این باور داشت که :
« آنچه انسانها را از پا در می آورد ، رنجها و سرنوشت نامطلوب شان نیست بلکه بی معنا شدن زندگی است که مصیبت بار است و معنی تنها در لذت و شادمانی نیست ، بلکه در رنج و مرگ هم می توان معنایی یافت .
او درباره اسرای هم بند خود در اردوگاهها می نویسد : بیچاره آنکس که می پنداشت زندگی دیگر برایش معنایـی نـدارد ، نـه هدفـی داشت و نه انگیزه و مقصودی ، چیزی او را به زندگی گره نمی زد و چون به اینجا می رسید دیگر کارش ساخته بود.
رویاها و آرزوهای خود را به هدف تبدیل کنید !
آرزو داشتن با هدف داشتن تفاوت زیادی دارد . آرزو معمولا ً دور و دراز، مبهم و نامشخص و بی پایه و اساس است در حالیکه هدف ، قابل دسترس ، واضح و روش و مبتنی بر ضوابط و اصول می باشد . هر کس ممکن است آرزوها یا رویاهای طلایی در سر داشته باشد ولی فقط عده کمی به آن دست می یابند . اولین و مهمترین گام در جهت تحقق آرزوها این است که آنها را به هدف تبدیل کنیم . وقتی آرزو به هدف تبدیل شود سرو سامان پیدا می کند و قوت می گیرد. اغلب واهی است و پایه و اساسی ندارد ولی هدف مبتنی بر یک سری واقعیات است ، اگر چه ممکن است این واقعیات ، دشوار یا ناشدنی به نظر آید . زمانی برای بشر گام نهادن بر روی کره ماه رویایی بیش نبود و به نظر ناممکن می رسید . هنگامی که این رویا به هدفی استوار و نیرومند تبدیل گردید بتدریج اسباب و لوازم نیل به آن فراهم گردید و سرانجام فتح شد.
هنری فورد آرزو داشت که وسیله ای بسازد که مردم عادی بتوانند با آن از جایی به جای دیگر نقل مکان کنند . قبل از تصمیم وی ، وسیله ای برای رفت و آمد خواص و اشراف زادگان وجود داشت ولی آنقدر گران بود که برای افراد عادی امکان استفاده از آن نبود . فورد ، آرزوی خود را به هدفی واضح و روشن تبدیل کرد و تمام تلاش و کوشش خود را به کار گرفت تا سرانجام اتومبیل مورد نظر خود را تولید و به راه انداخت . باید به این نکته اعتراف کرد که رویاها کم یا بیش در سر همه وجود دارد . مهم آن است که ما چه برخوردی با رویاهای خود می کنیم . نحوه این برخورد ، سرنوشت ساز است .
رویا را می توان به یک عنصر قوی و نیروبخش تبدیل کرد و نیز می توان در آن غرق شد ! و منتظر غریق نجات ماند !
یکی از اندیشمندان این موضوع را به شکل زیبا و دلپذیری بیان کرده است : اگر شما در هوا کاخی درست کرده اید ، لزومی ندارد زحماتتان به هدر رفته باشد ؛ به شرح آنکه در زیر این کاخ آسمانی ، شالوده ای هم برای آن بنا کنید !!
وقتی هدفها واضح ، روشن و حساب شده باشد و به اندازه کافی در ذهن تکرار شود ، حتی کمبودهای جسمانی و تحصیلی نیز نمی تواند دلایل ( یا بهتر بگوئیم بهانه های ) کافی برای عدم موفقیت در زندگی باشد . در شرح حال یکی از قهرمانان حرفه ای تنیس جهان نقل کرده اند که پاهای وی به علت بیماری زمان کودکی معیوب بوده و عضلات بازوانش ، چنان ضعیف شده بود که نمی توانست حتی یک راکت تنیس را در دست گیرد . والدین او دورگه بودند و او در کلبه محقری در مزارع نیشکر در کشور اکوادر پرورش یافت و پیوسته مورد تحقیر و استهزای تنیس بازان قرار می گرفت . مدت 8 سال ، همه تلاشهای او برای رسیدن به مقام قهرمانی تنیس بازان غیر حرفه ای ، با شکست روبه رو می شد . اگر او در راه رسیدن به هدف خود با شکست روبـرو می شد مسلما ً هیچکس او را مقصر نمی دانست زیرا انواع موانع در سر راه او قرار داشت ، ولی او شکست نخورد .
در سال 1958 در مسابقاتی که در شهر سانفرانسیسکو برگزار شد ، این قهرمان موفقیتی به دست آورد که هیچکس آن را امکانپذیر نمی دانست او قهرمانان سرشناس تنیس را یکی پس از دیگری شکست داد و به مقام قهرمانی تنیس حرفه ای جهان رسید .
اگر رویا به هدف تبدیل نشود ، واهی و بی پایه و اساس می ماند و تکرار آن منجر به عادت می شود . بسیاری از افراد به رویا عادت می کنند و « رویایی » مـی شوند. و دل به رویاهای واهی می سپارند و مدتها دراین حالت می مانند . اینگونه افراد از واقعیت فاصله میگیرند و به جای تلاش و جد و جهد ، مدام در رویاهای خود غوطه می خورند . خطر بزرگی که آنها را تهدید میکند از دست دادن زمان و نیروی فکرو اندیشه است . آنها موقعی به خود می آیند که همه چیز خود را از دست داده اند و جبران آن برایشان بسیار مشکل است . نباید قربانی رویاها شد ، بلکه باید رویاها را به خدمت گرفت و به هدفهایی عالی و مثبت تبدیل کرد . هدفهایی کاملا مشخص و سازنده که انسان را از وضع موجود به وضع مطلوب سوق دهد و در سیر دائمی بهبود به حرکت درآورد .
رابرت اورلی به نقل از مجله ریدرز دایجست از قول یکی از صاحبان صنایع به نام "هنری کایزر" می نویسد :
یکی از راههای کسب موفقیت بیشتر در کار این است که مشخص کنید بیش از هر چیز به چه علاقمند هستید و سپس هدفها و نقشه های خود را برای رسیدن به این هدفها روی کاغذ بنویسید .
اخیراً گزارشهای تکان دهنده ای از وضعیت افسران و کارمندان بازنشسته منتشر شده است . یکی از این گزارشها که حاصل بررسیهای شرکتهای بیمه و سازمانهای بازنشستگی آمریکایی است حاکی از آن است که بیشتر افراد پس از بازنشستگی بیش از چهار تا هفت سال عمر نکرده و قادر نیستند مدت زمان زیادی از مزایای بازنشستگی استفاده کنند این بررسی نشان می دهد که افراد اغلب پس از بازنشستگی هدف معینـی را دنبـال نمی کنند و دچار سرگردانی می شوند و از هر گونه فعالیت کناره گیری می کنند . باید دانست که بسیاری از بیماریها نتیجه داشتن افکار منفی است و افکار و اندیشه های منفی همچون طوماری روح و جسم انسان را در هم می پیچد .
نگاهی به دور و اطراف ، مارا با انبوه بیشماری از افراد آشنا می کند که دارای زندگی بی هدف و نامشخصی هستند . از این لحظه به لحظه دیگر،از امروز به فردا ، از امسال به سال دیگر ، با وضعی نامناسب در زندانی که خود برای خود ساخته اند به سر می برند . آنها روزها به سر کار خود می روند تا ببینند که چه پیش می آید یا شانس برایشان چه ارمغانی می آورد . دکتر ویتلی از قول دو تن از دانشمندان به نامهای " توماس کارلایل " و " ارل نایتینگل " انسانها را با کشتی سوارانی مقایسه می کند که 95 درصد آنها در کشتیهای بدون سکان و راهنما ، در معرض وزش هر بادی بوده و ناامیدانه تسلیم قضا و قدر هستند . این 95 درصد عقیده دارند که روزی به سلامتی به گل نشسته یا به صخره های زیر آب می خورد و متوقف می شود . پنج درصد دیگر از کشتی سواران که جزء پیروزمندان هستند با حوصله و بررسی ، روی هدف معینی تصمیم میگیرند ، مسیر خود را با دقت از روی نقشه های دریایی تعیین و بحر پیمایی را به طرف مقصود نهایی شروع می کنند . آنها از یک بندر به بندر دیگری که در نقشه ، قبلاً تعیین شده و در نظر دارند رسیده و سرانجام به مقصد مورد نظر می رسند .
کاپیتان یا فرمانده کشتی ممکن است 99 درصد مقصد واقعی و مسیر خود را ندیده باشد ولی می داند که مقصد چیست و آنها اکنون در کجا هستند . بنابراین ، چون بعد از هر بندر ، بندر دیگری که باید بدان برسد می شناسد ؛ مسیر را کاملاً بررسی نموده و از بروز هر فاجعه جلوگیری می کند و آنگاه با اطمینان کامل به طرف مقصود پیش می رود و به آن می رسد . کیم – وو – چونگ دراین رابطه نظر جالبی دارد ، او می گوید : تاریخ متعلق به افراد صاحب هدف است ، تنها ملتهایی که سعی دارند به تفکرات و اهداف خود واقعیت ببخشند قادرند پیشقراولان تاریخ باشند . اهداف شما باید به زلالی آب چشمه و در عین حال شکوهمند و عظیم با شد . شما باید بتوانید جهانی را در قلوب خود جای دهید و آرزوهایتان با عظمت و شکوه آسمان باشد .
ترانه ها
در داستان « آلیس در سرزمین عجایب » زمانی آلیس به چهارراهی می رسد که هر کدام به سویی می رود و او نمی داند که باید به کدام جهت برود دراین هنگام ، قهرمان قصه یعنی آلیس خردسال ، از « گربه » راهنمایی می خواهد ومی پرسد :
ای پیشی پشمالو ! ممکن است به من بفرمایی که از اینجا ، کدامین راه را در پیش بگیرم ؟
گربه پاسخ می دهد :
بستگی دارد که دلت بخواهد به کجا بروی ؟
آلیس می گوید :
من چندان اهمیتی نمی دهم که به کجا . . .
گربه می گوید :
پس فرقی نمی کند که از کدام راه بروی ؟

بانو"امیکو ساکوراد" صاحب یک مغازه سگ فروشی در اوریت (شمال ژاپن) است و چندی پیش منتظر بود تا یکی از سگهایش زایمان کند .
مهمان کوچولو سرانجام به دنیا آمد اما زن جوان از دیدن بدن توله سگ بسیار شگفت زده شد .
روی پوست این حیوان نشان قلب قهوه ای به چشم می خورد که زیبایی چشم نوازی به آن بخشیده است و از دیگر سگها جدا می کند .
توله زیبا حالا هر چه بزرگ تر می شود نشان قلب روی بدنش نیز به همان اندازه رشد می کند .
به گفته "امیکو ساکوراد" این نخستین بار است که سگی با نشان قلب روی پوستش به دنیا می آید،"امیکو "تاکید کرد:به هیچ قیمت حاضر نیستم این حیوان قشنگ را بفروشم چون هرروز جمعیت زیادی برای تماشای آن به مغازه ام می آیند و به کارم رونق داده اند
ترانه ها۶شهریور
ژاپنی ها این نکته را به خوبی درک کرده اند . آنها فرآیند بهبود دائم و مستمر را به عنوان یک استراتژی برگزیدند و در تمام زمینه ها از آن بهره جستند . آنها در این مورد از واژه ای به نام « کایزن- Kaizen » استفاده می کنند کـه بـه معنای « پیشرفت دائم » یا « بهبود مستمر » می باشد . این اصطلاح در زبان آنها به طور مرتب به کار می رود . پیروی از فرهنگ کایزن یا بهبود مستمر ، تأثیر شگفت انگیز در کار آنها داشته است . آنها خود را مقید کردند که مرتبا ً پیشرفت کنند و دائماً معیارهای خود را برای زندگی بهتر ، بالا ببرند. و همین موجب توفیق و کامیابی شان گردید ه است .
کمال ، نظمی همیشگی و واقعی است . چیزی نیست که فقط گاهی به فکر آن بیفتیم . باید خود را به آن متعهد و نسبت به تعهد خود پایبند باشیم و گامهایی که بر می داریم در آن جهت باشد . جوهر و عصاره کمال را باید پیشرفت تدریجی ، مداوم و لحظه به لحظه ، دانست که در دراز مدت به تغییرات عظیم و بنیادی منجر خواهد شد .
بیشتر افراد اضطراب دارند و دائما ً نگرانند که مبادا شغل خود ، سرمایه خود ، همسر خود و یا سلامت خود را از دست بدهند . چیزی که موجب ثبات و تحکیم امنیت انسان می شود آن است که خود را در راستای مسیر بهبود ببیند و هر روز که می گذرد دریابد که کمی پیشرفت کرده است . باید در این فکر بود که هر روز کیفیت زندگی را قدری بهبود بخشید و دائم چیزهای تازه آموخت و راههای بهتری برای بهبود کیفیت زندگی پیدا کرد . باید این احساس را در خود تقویت سازیم که همیشه قادر به فراگیری روشهای نو و گسترش فعالیتهای خود هستیم .
پرسش مهمی که اینجا پیش می آید آن است که با موانع و مشکلات چه کنیم و چه برخوردی با آنها داشته باشیم . پاسخ آن است که مشکلات همیشه وجود دارند هیچ راهی نیست که بی مانع و مشکل ما را به مقصود و کمال مطلوب برساند . موانع دو گونه اند : یا از میان برداشتنی هستند که باید با همت و کوشش آنها را از سر راه برداشت و یا آنقدر محکم و استوارند که نمی توان آنها را کنار زد .
در این صورت باید راه مناسبی از کنار آنها گشوده و به راه ادامه داد که در این صورت ، ممکن است راه جدیدی باز شود . نکته بسیار مهم آن است که مشکلات را پیش از آنکه به مرحله حساس و خطرناکی برسند ، کشف و رفع نمائیم ، به قول شیخ اجل سعدی :
سر چشمه شاید گرفتن به بیل چو پر شد نشاید گذشتن به پیل
مهم آن است که شخص با اولین ، دومین و یا چندمین مانع از پا نایستد و آن را پایان کار تلقی نکند .
ترانه ها
ما اغلب در زندگی از اموری سخن می گوئیم که اعتقاد و نظر روشنی درباره ماهیت آنها نداریم . ولی در عین حال ، مواردی هم هست که ما نسبت به آنها « احساس یقین و اطمینان » می کنیم . احساس اطمینان داشتن نسبت به امور و روابط حاکم بر پدیده های پیرامون خود موجب می شود که نیروی درونی خود را بهتر به کار گیریم و در نتیجه ، رفتار بهتری داشته باشیم . و به سادگی برای آن راه حل پیدا کنیم . این احساس یقین و اطمینان را باور می نامیم . باور دارای نیروی معجزه آسایی است و قدرتی شگفت انگیز دارد . باورهای ما در تمامی امور زندگی ، نقش قابل ملاحظه ای دارند.
باور های صحیح ، نیروبخش ، و باورهای غلط ، نابود کننده ، هستند . در زمینه های اقتصاد و بازرگانی نیز باورهای غلطی وجود دارد که ما را به سرازیری رکود اقتصادی سوق می دهد . در یکی از مقاله های منتشر شده مطلب جالبی در این زمینه بیان شده است . در این مقاله دو اتومبیل معرفی شده بود . یکی اتومبیل « لیزر» ساخت کارخانه پلیموت – کرایسلر و دیگری اتومبیل « اکلیپس » ساخت کارخانه میتسوبیشی و نوشته بود در مقابل هر 19 اتومبیل که کارخانه کرایسلر می فروشد ، کارخانه میتسوبیشی 100 اتومبیل به فروش می رساند . تکته مهم این است که این دو اتومبیل عینا ً یکی هستند و هر دو اتومبیل با مشارکت هر دو شرکت مزبور ساخته شده اند . تنها تفاوت این دو اتومبیل در نام و کارخانه سازنده آنها است با این وجود ، چگونه چنین چیزی ممکن است ؟
تحقیقات مربوط به علت این تفاوت فروش نشان داد که مردم به اتومبیلهای ژاپنی بیشتر علاقمند هستند زیرا اعتقاد دارند که کیفیت ساخت این اتومبیلها بالاتر است . مشکل اساسی در غلط بودن این عقیده است ، زیرا این دو اتومبیل در واقع یکی هستند و کیفیت آنها کمترین تفاوتی با هم ندارند .
چرا مشتریان چنین اعتقادی دارند ؟ علت آن است که ژاپنی ها در مورد کیفیت کالا ، شهرتی برای خود به دست آورده اند . و کسی در این مورد تردیدی به خود راه نمی دهد . یکی از مهمترین باورهایی که ما می توانیم برای کسب موفقیت و سعادت داشته باشیم آن است که قادریم به طور مداوم و پیوسته کیفیت کار و زندگی خود را بالا ببریم و دائم در حال رشد و پیشرفت باشیم . اگر این باور در اعماق ذهن و اندیشه ما رسوخ کند ، نیروی سحر آمیزی به ما خواهد بخشید و ما را در نیل به آرمانها و اهداف خود یاری خواهد نمود . باید که :
باور کنیم سپیده را ، صبـح را ، رویش سبـز جـوانـه هـا را . از حـال بـه آینـده پلـی بـایـد زد ، چشم نـوازشگـر فـردا منتظـر تـوست !
ترانه ها