مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

آموزنده

مرد فقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست میکرد و او آنرا به تنها بقالى روستا مى فروخت. آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و همسرش در ازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید. روزى مرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است. 
او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره ها را به عنوان یک کیلویی به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: راستش ما ترازویی نداریم که کره ها رو وزن کنیم ولی یک کیلو شکر قبلا از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار دادیم .
یقین داشته باش که به مقیاس خودت برای تو اندازه مى گیریم.
 *****

حاتم طایی هیچگاه اسمش رو روی درخت یا سنگی حکاکی نکرد،

او حتی با هیچ قلم ، 
مرکبی و رنگی اسمش رو روی در و دیوار کسی ننوشت ؛ولی در کمال تعجب ، نامش دنیا رو پر کرده !

با جوهره محبت نامت را بر دلها بنگار؛

بگذار نیکویی نامت را زنده نگهدارد ..
 ******

چه تلخ است روابطمان این روزها که چیزی نیست جز حسابگری

   مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوتکرده بودند . وقتی می خواست وارد شود،در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضنون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و از درب دیگر دعوت شدگانملا از درب دعوت شدگان وارد شد. در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند. ملا طبعا از درب دو می وارد شد. ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود.

این داستان حکایت زندگی ماست.کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم(رابطه هایی را آغاز می کنیم) اما وقتی متوجه می شویم از آنها چیزی عایدمان نمی شود ،رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم.

روابط عاطفی ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست.

عشق بر مبنای ترس و ضعف محاسبه گر است. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد.حساب و کتاب دارد . اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود. اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم.

چه ستمگر است آن که از جیبش به تو می بخشد،تا از قلب تو چیزی بگیرد.
********
گوته می گوید: «اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند»،
«اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند»،
 «اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد»،
 «اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند»،
 «اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد»،
 «اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان‌هاست»،
«اما، اگر «عزت نفس نداری»، هیچ نداری

سخنان زیبا


هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنیدنخست، آنچه نیستید 
و دوم ، همه آنچه هستید!
 ***
 تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم دیدن آنچه که همه میبینند هنر نیست!
  
***
بهترین آیینه وجدان توست...آگاه و بیدار باش...
***
 خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست!!!لحن بعضی ها، زمستونیه...
 
 ***
 
خدایا
مارو ببخش که در کار خیریا "جار"  زدیم...یا "جا"  زدیم...
 
***
عمری گذشت تا باورمان شدآنچه را باد برد...
خودمان بودیم...
 
***
 
ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز را ثبت کرده
جز احوالم...
 
***
  
نه صدایش را نازک کرده بودنه دستانش را آردی...
از کجا باید به گرگ بودنش شک میکردم؟؟
 
*** 
 
چه خوشبختی بزرگی است...بدبختی های کوچک!
 
***
گاه لازم است که انسان دیدگان خود را ببندد
زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز
نوعی خوشبختی است...
 
***
جسم ما باغی است که اراده،
باغبان آن است
 
 
***
 
اگر درد داری تحمل کن روی هم که تلنبار شد
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاست
کم کم خودش بی حس میشود!!
 
***
 
راز این هستی چیست؟
 ما چرا آمده ایم؟
کار ما نیست گذر از هستی
 گذر از آدم ها
کار ما شاید
پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد
 
 ***
  
یادم نرود که: من تنها هستم... اما تنها من نیستم که تنها هستم!

وبلاگی خوب برای همکاران عزیزمقطع ابتدائی

کلیک کنید 


با این مقدمه :

تلاش خواهم کردکه این وبلاگ پلی ارتباطی باشد بین من و دانش آموزانم ، بین من و اولیای محترم ، بین من و همکارانم ، بین من و دوستانم ، بین من و تمام هموطنانم درهر کجای دنیا.
و بالاخره مطرح خواهم کرد؛ 
هر آنچه را که مربوط به تعلیم وتربیت فرزندان ماست .کاستی ها را ببخشید و از اظهار نظر های سازنده ی خود من را محروم نفرمایید. 
باتشکر عبدالظاهر ادهمی

حکایت سه پرسش سقراط

روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:
سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟
 
سقراط پاسخ داد : "لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم به آزمون کوچکی  که نامش سه پرسش است پاسخ دهی."
 
مرد پرسید:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم.
 
اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟
 
مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنیده ام."سقراط گفت:"بسیار خوب،پس واقعا نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.
 
حالا بیا پرسش دوم را بگویم،"پرسش خوبی"آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"
 
سقراط ادامه داد:"پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟"مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
 
سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم پرسش سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"
 
سقراط نتیجه گیری کرد:"اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟ "
http://kaviani2.blogfa.com

در هیاهوی زندگی

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم. چه غصه ها که فقط باعث سپیدی مویم شد در حالیکه غصه کودکانه ای بیش نبود و پس از هر اتفاق دریافتم ... کسی هست که اگر بخواهد می شود و نخواهد نمی شود ... به همین سادگی کاش نه آنچنان می دویدم و نه آنچنان غصه می خوردم فقط باورش داشته و اورا می خواندم ... به همین سادگی !!!

مسافرت تعطیلات عید

اگر قصد مسافرت در تعطیلات نوروز را دارید حتما این سه سایت و ببینین:


                                     اول از همه  توکل به خدا 


جهت اسکان : http://www.eskan.medu.ir/


جهت اطلاع از بهترین مسیر http://www.behrah.com/


جهت اطلاع از آب وهوای راهها:  http://www.iran.ir/roads

 

سفری خوش وسرشار از شادی برایتان آرزومندم 

به تدبیرش اعتماد کن


آتشی که نمى سوزاند " ابراهیم " را
و دریایى که غرق نمی کند " موسى " را
...
 کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد
تا برسد به خانه ی تشنه به خونش
دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختی ؟!
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد ، " نمی توانند "
پس
به " تدبیرش " اعتماد کن
به " حکمتش " دل بسپار
به او " توکل " کن
و به سمت او " قدمی بردار "

سخنان بزرگان


اگر کسی موفق شد به کسی خیانت کنه،آن شخص را احمق فرض نکنه. بلکه بدانه که او خیلی بیشتر از انچه لیاقت داشته  به او اعتماد کرده است..


بعضی از آدم ها مثل عکس  می مانند: زیاد بزرگشان کنید ، کیفیت شان میاد پایین


چارلی چاپلین میگوید:پس از سالها فقر به ثروت و شهرت رسیدم و در کهنسالی آموختم با پول میشود خانه خرید ولی آشیانه نه! رختخواب خرید ولی خواب نه! /ساعت خرید ولی زمان نه! /مقام خرید ولی احترام نه/کتاب خرید ولی دانش نه! آدم میشه خرید ولی دل نه! /اما افسوس دیر فهمیدم!!!!!!



نمی دانم چرا؟وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی ؛ اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی … . به همین راحتی

 

تاپشیرما منی

رنگی سولموش خزلم یللره تاپشیرما منی

گوزیاشمدان توره نن سیللره تاپشیر ما منی 


آندولا عشقیمه بیر گون دوزه بیلمم سن سیز


آیلارا هفته لره ایللره تاپشرما منی