مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

سایتهایی برای آموزش

این سایت خوب را هم ببینید   کلیک کنید , وکلیک کنید

تست میزان اضطراب

با استفاده از این تست میزان اضطراب شما تعیین میگردد. لطفا با دقت به سوالات زیر پاسخ دهید و در پایان بر روی گزینه ارسال کلیک نمائید. نتیجه بلافاصله به شما نشان داده میشود

برای شروع کلیک کنید


این هم یک بازی 


کلیک کنید

واین جمله ها

اول مطمئــن بـــاش کــه نمــی ریــــزد بعــد تکیـــه کــــن ، هــر کســی واســه آدم تکیــه گـــاه نمــی شــود . . .!وانسان از جائی می افتد که تکیه کرده است.....

 تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه...!

 اهل کجا بودنت مهم نیست ،"اهل وبجا" بودنت مهمه...!

 منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت" مهمه...!

 و گذشته زندگیت مهم نیست ، امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی ....


سهراب سپهری در جشن تولد یک سالگی فرزندش گفت :
عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست …
.
.

حق الناس همیشه پول نیست … گاهی  محبت است ؛ محبتی که بایدمی کردی نکردی …
.
.
به هرکسی محبت کنی او را ساختی و به هرکسی بدی کنی به او باختی ؛ پس بساز و نباز !
.
.
کسانیکه قدر دستان نوازشگر را ندانند ، عاقبت پاهای لگدکوب را می بوسند …

وکمی هم بخندیم
 


 Prospective husband: Do you have a book called 'Man, The  Master of Women' 
.Salesgirl: The fiction department is on the other side, sir

مرد با حالت حق بجانب: کتابی به نام "مرد، ارباب زن" دارید؟
خانم فروشنده: قسمت داستان های خیالی اون طرفه آقا

گل بی خار

 

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

غنچه از خواب پرید 
 
و گلی تازه به دنیا آمد 
خار خندید و به گل گفت : سلام

جوابی نشنید 

خار رنجید ولی هیچ نگفت 

ساعتی چند گذشت
 
گل چه زیبا شده بود 

دست بی رحمی آمد نزدیک
 

گل سراسیمه ز وحشت افسرد  
لیک آن خار در آن دست خلید

گل از مرگ رهید 

صبح فردا که رسید
 
خار با شبنمی از خواب پرید گل صمیمانه به او گفت : سلام  
 
 
گل اگر خار نداشت، 

دل اگر بی غم بود،

اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،

زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا می بود

زندگی با همه وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست

 
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست 
 
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست 
 
زندگی جنبش و جاری شدن است 
 
زندگی کوشش و راهی شدن است 
 
 
از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند.

 
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،

 
یادمان باشد اگر گل چیدیم، 
 
 
عطر و برگ و گل و خار، 
 
 
همه همسایه دیوار به دیوار همند . . .
 
تقدیم به شما

گل بی خار کجاست ؟

روز پدر مبارک

پدر جان !

زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش ،همه را تو برایم معنی کردی .  روحت شاد .روزت مبارک.

وصیتی زیبا از اینشتین

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه‌ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می‌گیرد و آدم‌هایی که سخت مشغول زنده‌ها و مرده‌ها هستند از کنارم می‌گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بسترزندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره‌ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده‌اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه‌هایش را ببیند.

کلیه‌هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می‌کند.

استخوان‌هایم، عضلاتم، تک‌تک سلول‌هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آن‌ها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول‌هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آن‌ها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می‌ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گل‌ها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند.

از http://www.labkhandezendegi.com


تستی جالب


1. در حالیکه مقابل مانیتورتان نشسته اید (یا هر جای دیگر مانند؛ صندلی، مبل...) پای راستتان را کمی بالا آورید و در جهت عقربه های ساعت بچرخانید.

2. در همین حال با دست راست شماره 6 را در هوا بنویسید.(از بالا به پایین) مسیر چرخش پای شما تغییر کرد نه ؟!! یعنی پای شما خلاف عقربه های ساعت شروع به چرخیدن کرد. درسته؟!!

هنوز دانشمندان علتی برای این عکس العمل مغز پیدا نکرده اند. در نتیجه هیچ کاری برای تغییر آن نمیتوان انجام داد. جالب بود نه؟!!.... شما میتوانید بارها و بارها این آزمایش را انجام دهید و بازهم همان نتیجه را مشاهده کنید

ویژگی های یک معلم خوب در تفکر ابن سینا

از دیدگاه تربیت دینی علی رغم اینکه بر دانایی معلم تاکید می گردد، با این وجود آن را شرط کافی برای نشستن بر کرسی معلمی نمی داند بلکه آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاری دانش آموزان قرار می دهد، ادب، اخلاق و تقوای اوست.

ادامه