مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

مدیریت مدارس

آموختن یک چیز، به معنای برقرار کردن ارتباط با جهانی است که هیچ تصوری از آن نداریم. برای یاد گرفتن، فروتنی لازم است.

مردودی از پایه اول دبیرستان حذف می‌شود

گروه اجتماعی - علی اصغر محمدی: هر سال 200 هزار دانش‌آموز سال اول متوسطه مردود می‌شوند و آموزش و پرورش برای حل این معضل تصمیم گرفته تا «مردودی» را از سال اول دبیرستان حدف کند.

معاون دفتر آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در این باره اعلام کرد: براساس مصوبه شورای‌عالی آموزش و پرورش از سال جدید تحصیلی مردودی از پایه اول دبیرستان حذف خواهد شد.فارس به نقل از امین باشی‌زاده نوشت: تغییر آیین‌نامه پیش‌دانشگاهی دوره متوسطه به‌مثابه یک انقلاب فرهنگی است. وی با بیان اینکه مردودی دانش‌آموزان سال اول متوسطه یکی از مشکلات وزارت آموزش و پرورش است، گفت: هم‌اکنون یک میلیون و 50 دانش‌آموز در دوره متوسطه مشغول به تحصیل هستند که از این تعداد 20 درصد مردودی بوده‌اند.

معاون دفتر آموزش متوسطه با اذعان به میزان بالای افت تحصیلی در سال اول دوره متوسطه یاد‌آوری کرد: البته این مردودی در گذشته 36 درصد بود که به 20 درصد رسید ولی این هم رقم کمی محسوب نمی‌شود و حدود 200 هزار دانش‌آموز شامل این معضل می‌شوند.

وی گفت: دانش‌آموزان تجدیدی در امتحانات خرداد، در تابستان دوره‌های آموزشی می‌گذرانند و در شهریور امتحان می‌دهند و اگر این دانش‌آموزان در شهریور موفق به کسب نمره قبولی نشوند، امتحانات جبرانی در مهر ماه برگزار خواهد شد. وی خاطرنشان کرد: دانش‌آموزانی که در مهر ماه نیز نتوانند قبولی را به دست بیاورند، از این نظر که نمرات پایینی در دروس دارند به دوره‌های کار و دانش معرفی می‌شوند.بیشترین افت تحصیلی دانش‌آموزان مربوط به پایه اول راهنمایی و سال اول متوسطه است که آموزش و پرورش برای حل معضل افت تحصیلی در پایه اول راهنمایی تصمیم گرفت تا پایه ششم ابتدایی را ایجاد کند.

همچنین تشخیص دروس افت خیز و برگزاری کلاس‌های جبرانی از برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش برای کاهش افت تحصیلی دانش‌آموزان پایه اول راهنمایی بود که نتایج مثبتی به‌دنبال نداشت.

افت تحصیلی 25 درصدی در پایه اول متوسطه

رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس سال گذشته از افت تحصیلی و مردودی 25 درصدی دانش‌آموزان در پایه اول متوسطه سخن گفت و آن را زمینه‌ساز ترک تحصیل دانش‌آموزان در پایه‌های تحصیلی بالاتر دانست. چندی پیش معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: ۲۰‌درصد، (حدود ۲۶۰ هزار نفر) از دانش‌آموزان اول متوسطه در سال تحصیلی جدید، جزو مردودین هستند و اگر این رقم در سرانه هر دانش‌آموز ضرب شود، رقم خسارت بالایی برای آموزش و پرورش به‌دست می‌آید.

به گفته ابراهیم سحر‌خیز، برای کاهش درصد افت تحصیلی و کاهش آمار تعداد مردودی‌ها برنامه‌های بسیاری از سوی آموزش و پرورش اجرا شده است که ارزشیابی توصیفی در دوره ابتدایی، تغییر قوانین و مقررات مربوط به مردودی، دسترسی دانش‌آموزان به کتاب‌های کمک‌درسی و روش‌های نوین تدریس از جمله این برنامه‌هاست که خوشبختانه مؤثر واقع شده است. وی افزود: گزارش‌ها نشان از روند رو به کاهش افت تحصیلی و آمار مردودی در مدارس دارد.

اما ما به‌دنبال کاهش حجم کتب درسی هم هستیم. علی عباسپور تهرانی فرد، رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اظهار کرد: افت تحصیلی دانش‌آموزان پایه اول متوسطه یکی از مشکلات اساسی در حوزه آموزش و پرورش است که می‌تواند آسیب‌های جدی را به پیکره این نظام وارد کند و به همین دلیل این وزارتخانه باید هرچه سریع‌تر جلوی آن را بگیرد.ظاهرا وزارت آموزش و پرورش به این نتیجه رسیده که برای رفع این معضل تصمیم به حذف مردودی از پایه اول متوسطه بگیرد. همشهری


روز معلم مبارک

 هرانسان دوآموزگار داردیکی روزگار و دیگری آموزگار ، اولی به بهای زندگی ات و دومی به بهای زندگی اش معلم فداکار روزت مبارک

تسلیت شهادت مظلومه ترین بانوی عالم

امشب علی(ع) تمام هستی‌اش را به آغوش خاک می‌سپارد

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت کرده است، هفت کس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛۳۶۱)
منبع: تبیان

داستان مدیریت

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده و آماده شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است.

این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند. اما هیچکدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند.

درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: «تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟»

کشاورز که ترسیده بود گفت: «سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم. شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد.»

 

 

گاهی لازم است برای بالا رفتن، شاخه‌های زیر پایمان را ببریم (البته شاخه‌های زیر پای خودمان نه زیر پای دیگران!)

چقدر به شاخه‌های زیر پایتان وابسته هستید؟ آیا توانایی‌ها و استعدادهایتان را می‌شناسید؟ آیا ریسک می‌کنید؟

آیا کارمندان خود را می‌شناسید؟ آیا تلاش می‌کنید استعدادهای آنان شکوفا شود؟ یا به خاطر ترس از پریدن و پرواز، آنان را به شاخه‌هایی از سازمان وابسته می‌کنید؟ آیا بهتر نیست کارکنانتان توانمند و چالاک باشند در عین حال جَلد سازمان؟

آیا نقاط قوت و استعدادهای سازمان خود را می‌دانید؟ آیا به استقبال تهدیدها می‌روید یا همواره به شکلی محافظه‌کارانه به حفظ وضع موجود می‌اندیشید؟ در رویارویی با تهدیدها و مشکلات است که سازمان می‌تواند استعدادها و توانایی‌های خود را بروز داده و توسعه دهد. از راهکار مدیریت 

آدم خوشبخت

پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: «نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند». تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد، اما هیچ یک ندانست. تنها یکی از مردان دانا گفت : که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.. اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود. شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد. آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوشبختی پیدا کنند. حتی یک نفر پیدا نشد که کاملا راضی باشد. آن که ثروت داشت، بیمار بود. آن که سالم بود در فقر دست و پا می زد، یا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگی بدی داشت. یا اگر فرزندی داشت، فرزندانش بد بودند. خلاصه هر آدمی چیزی داشت که از آن گله و شکایت کند. آخرهای یک شب، پسر شاه از کنار کلبه ای محقر و فقیرانه رد می شد که شنید یک نفر دارد چیزهایی می گوید. « شکر خدا که کارم را تمام کرده ام. سیر و پر غذا خورده ام و می توانم دراز بکشم و بخوابم! چه چیز دیگری می توانم بخواهم؟» پسر شاه خوشحال شد و دستور داد که پیراهن مرد را بگیرند و پیش شاه بیاورند و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند. پیک ها برای بیرون آوردن پیراهن مرد توی کلبه رفتند، اما مرد خوشبخت آن قدر فقیر بود که پیراهن نداشت!!!... (لئوتولستوی)

به او اعتماد کن

وقتی که حال تیره ی دلتنگی و نومیدی در شما نفوذ می کند‘بهترین و ساده ترین راه زدودن آن‘خندیدن است. خنده واگیردار است. اگر کسی کنار شما بخندد‘متوجه خواهید شد که به سختی می توانید جلو خنده ی خود را بگیرید. مردی را  می- شناسم که دیوار اتاقش پر از تصاویر افرادی است که از ته دل قهقهه سر داده اند. او هرگاه که احساس افسردگی و یا غم می کند‘نگاهی به آن تصاویر می اندازد‘آن گاه نمی تواند جلو خنده اش را بگیرد و بلا فاصله شادمان می شود.
روزی ماجرای مردی را خواندم که به روشی ساده به افراد بیمار خدمت می کرد. همه ی چیزی که داشت آلبومی ارزانقیمت بود؛مجموعه ای از تصاویر        "افراد خندان" که از روزنامه ها و مجلات بریده شده بود.او با این البوم نزد بیمارانی می رفت که بسیاری از انان  از شدت درد رنج  می بردند. انان روزها بود که معنای لبخند را فراموش کرده بودند‘اما با دیدن این تصاویر خندان به خنده می افتادند؛لحظه ای ناراحتی های جسمانی خود را فراموش می کردند و حالشان بهتر می شد. بی تردید این کار به بهبودشان سرعت می بخشید.
خنده داروست و به تقویت عضلات اخلاقی کمک می کند.خنده در حقیقت بالا برنده احساسات روحانی و معنوی است.وقتی که غمگین یا افسرده هستید‘در آیینه به صورت خود نگاه کنید‘ببینید چقدر عبوس و زشت است و هیچ مشابهتی به صورت واقعی شما ندارد.فشاری که در چهره تان دیده می شود ناشی از        احسا ساتی منفی است که ذهن را به ویرانی می کشد.یکی از راههای در هم شکستن نیروی احسا سات منفی‘آسودن است.تمام بدن خود را شل کنید.پی می برید صورت آخرین قسمت بدن و دهان آخرین عضو آن است که شل می شود.پس لبخند بزنید و بخندید‘خواهید دید که ابرها چه زود نا پدید می شوند و دوباره خوشحال می شوید!

قسمتی از کتاب :برای آن به سوی تو می ایم از جی.پی.واسوانی

حیدربابا

حیدربابا ، یوْلوم سنَّن کج اوْلدى
عؤمروْم کئچدى ، گلممه دیم ، گئج اوْلدى
هئچ بیلمه دیم گؤزللروْن نئج اوْلدى
بیلمزیدیم دؤنگه لر وار ،‌ دؤنوْم وار
ایتگین لیک وار ، آیریلیق وار ، اوْلوْم وار



حیدر بابا راهم از تو کج افتاد
عمرم گذشت و نتوانستم بیایم و دیر شد
هیچ ندانستم زیباهایت چطور شد(کجا رفت
نمی دانستم که راه دنیا این همه پیچ و خم دارد
که هجران هست، جدایی هست و مرگ هست

پائولو کوئیلو

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند ، با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو ،صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی ، عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم . به همین دلیل در طول زندگى، چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند . بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم ، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد ! پائولو کوئیلو